نارون دوگانه گلم : من هم چند بار دست به خانه سازی زدم ولی مصالح کم آوردم و نیمه کاره رها کردم به امید شهرداری.
شاید باورتون نشه ولی من نامزد نکردم!!! تو رم فراموش نکردم فقط مسئولیتم سنگین شده همین! فقط این وقت شب که این شبگرد کوچولو باهام میاد پای کامی میتونم بیام اونم یه دستی و در حال شیر دادن وپوشک عوض کردن و غیره و ذالک!!!
شما به دل نگیر...ما بی معرفت نیستیم.
ولی حقیقتا این کوچولو یه شبگرد اورجیناله!حالا بعدا میفهمی...ممکنه منتظر این باشه که یه آیدی براش درست کنم؟
خدا ازین گرفتاریا نصیب شما کنه تا بلکم به ما بهتون ننامزذ کردگی نبندی!!!!
داره چرت میزنه....خیلی سخته تایپ با این شرایط.الانه که اذون بگن... نینی بخوابه برم نماز صبح .
وای خدا بد نده نارون جان چی شده بود؟ ببخشید تو رو خدا
من به خاطر زردی ایلیا نتونستم ازت خبر بگیرم انشاالله که الان خوبی؟
وقت کنم حتما میزنگم خونه تون به من چه که اون ایرلندیه بهم حسودیش میشه؟؟؟؟
نبینم اذیتت کنه ها میزنم تو پرش...حالشو میگیرم...اینو از طرف من بهش بگو!
مادر شوهره یه اتاق پشم آورده توی حیاط ما که واسه نینی دخترش سیسمونی را بندازه!!!
میخواد به تعداد تختهای هتل هیلتون براش تشک و لحاف تولید کنه!!! خدایا به همه بیمارهای اسلام بالاخص مریض منظور شفای عاجل عنایت فرما!
خوب عزیزان دیگه من باید برم...اینقد دلتنگی نکنین برام
قول میدم زود برگردم

