


جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته....![]()
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست![]()
جواب همصداییها پلیس ضد شورش نیست![]()
![]()
نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره![]()
دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمیزاره...![]()
همه آزاد آزادن همه بیدرد بیدردن![]()
تو روزنامه نمیخونی نهنگا خودکشی کردن![]()
جهانی رو تصور کن بدون نفرت و باروت ![]()
بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و طاغوت![]()
جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی![]()
![]()
![]()
لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی![]()
![]()
...
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه![]()
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سربه![]()
جهانی رو تصور کن که توش زندان یه افسانه ست![]()
تمام جنگای دنیا شدن مشمول آتشبس![]()
کسی آقای عالم نیست برابر با همن مردم![]()
دیگه سهم هر انسانه تن هر دونه گندم![]()
بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا![]()
تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا![]()
![]()
![]()
شعر قشنگیه مگه نه؟ ولی از قشنگ بیشتره...کاشکی آدمها همدیگر رو وسیله نمیدونستن...کاش کسایی که عشق رو با الف مینویسن دم از عاشق بودن نمیزدن...کاش برای هم دیوار نمیشدن...کاش پنجره بودن برای هم...کاش تنها راه لذت بردن از زندگی خودخواهی نبود...کاش...
ولی میدونی یه حقیقتی هست که حتی اگه بخوای چشماتو روش ببندی نمیتونی وجودشو کتمان کنی...
جنگل ما پر از گرگها و روباههاییه که ازت توقع دارن گوسفند سر به راه و مطیعی باشی!!! نه اینکه بخوان باهات رفیق باشن ، نه ! واسه اینکه راحتتر بتونن یه لقمه چپت کنن!!! اگه جفتک بندازی و نذاری تیکه پارت کنن میشی حیوون بده...اه اه اه...میشی قاطر...میشی یابو...ولی تهش یه چیزی هست:اینکه پک و پوز آقا گرگه رو لت و پار میکنی!!!آقا روباهه رو تو دردسر میندازی...
نمیدونم تا کی میشه توی این جنگل زندگی کرد...ولی یه چیزیو خوب میدونم:
آی گرگهای این دنیا...اگر مرا بره ای آرام یافتید...اگر تصمیم به دریدنم گرفتید...یک چیز را بدانید: همه شما در اصل مانند من گوسفندید حتی اگر خون از دندانهای پلید بی رحمتان بچکد...روزی طعمه چنگال بی تردید تقدیر خواهید شد!