


امشب شب یلداست...و عید بود امروز.gif)
دو قلوهای جادوگر خونمون بودن![]()
: مادر شکوه
و زگیل خان
واسه تقسیم عادلانه
گوشت و ناهار
ولی خودمونیم از دسته جمعی شدن و تخریب امشب توسط حضرات راحت شدیم![]()
![]()
![]()
منتظریم فوتبال اس اس تموم شه
بلکه دل جناب شریک به رحم بیاد بریم بیرون.gif)
نارون
معلوم نیست کجایی؟
یادش بخیر یه موقع همیشه همدیگرو میدیدیم و با هم رفیق گرمابه و گلستان بودیم.gif)
پاییزم ته کشید...نه مثه ته سیگار
...مثه یه لیوان آب پرتغال تگری!
و حالا نوبت ننه سرماست! کاش کرسی داشتیم
هندونه داشتیم
آجیل داشتیم...
ولی فعلا فقط باید منت کشی کنیم که ببردمون بیرون
راستی فسقلی بهتره خدا رو صد هزار مرتبه شکر.
خوب دیگه من برم این فسقلی رو حاضر کنم یعنی بسته بندیش کنم![]()
عید همه تون مبارک مبارک مبارک![]()
اشک چشم و آب بینی و بیحالی
که امیدوارم لال بمیره اومد و یه ماشاا... خشک و خالی رو اون زبون عقرب گزیدش نیاورد باز فسقلی mute شدبس که این آدم بدقدم و...![]()
![]()
![]()
شریکم
رفته بود استخر![]()
آخه میترسه روحیه اش خراب بشه![]()
طفلک "مادر مرده"![]()
نیست ما آخر روحیه ایم
شارپ شارپیم
طفلی نگران خودشه
میخواستم وقتی اومد حالشو بگیرم
!ولی بخاطر فسقلی بیخیالی طی کردم آخه بچه ها از دعوا
میترسن .مگه نه؟
فسقلی خوابش برد
بمیرم الهی...دعا کنین خوب بشه اگه بدونین اون چند روزی که صدا داشت چقدر خوشحال بود
ولی باز ناراحته...
برنامه خاله زنکی ۹۰
در حال پخشه و شریک چسبیده به تلویزیون
دارم از دست این زندگی مجردیش و خودخواهیش دیوونه میشم![]()
چرا مارو نمیبینه
آیا همه مردا همینجورین
؟آیا اصولا شریک من طبیعیه
؟عادیه که من احساس میکنم ما فقط همزیستیم؟![]()
یکی بیاد روشنم کنه! ![]()
نارون عسلی سعی میکنم زود زود بیام از خودم نوشته ول کنم
راستی عکسای وبلاگت عوض شدن![]()
یه کم به شهر گندمی برس عزیز دلم![]()
![]()
![]()
دیگه برم بخوابم با اجازه![]()
![]()
داشتم وبلاگها رو زیر و رو میکردم که با یه وبلاگ جالب آشنا شدم
خوشم اومد از منطق بیطرفانه و قلم صادق نویسنده ش http://poh.blogspot.com/ خوشحالم که ازین دست نوشته ها گیرم اومد.
البته هرکس سلیقه ای داره...من فقط معرفیش میکنم
برید خودتون بخونید.
...گفتم بیام یه پست خوب بذارم که امواج منفی پست قبلی رو خنثی کنه اما نمیدونم در مورد چی بنویسم![]()
امروز یه بارون حسابی بارید
خیلی ناز بود هوا ! من و فسقلی هم ناهار کوفته خورون دعوت بودیم خونه "مادر شکوه
"
در نتیجه از پخت و پز
و ظرفشویی خبری نبود
البته خانوم گربه طبق معمول تو حس بود که به درک سیاه
مهم اینه که حتی اگه یه خروس خودشم حواسش نباشه مورد حسادت گربه گوشت تلخ افاده ایه! به هرحال خروس مفیدتر از گربه است
![]()
یه مطلب باحال از:http://www.soghootazad.blogfa.com
اگر شما زنی را بشناسید که حامله است و ۶ فرزند هم دارد که سه تایشان کر ٬ دوتا کور و یکی عقب افتاده ذهنی است و به بیماری سفلیس هم مبتلاست٬ آیا به او حق می دهید که بچه اش را سقط کند؟؟؟
اگر به سئوال بالا پاسخ مثبت داده اید...
در این صورت شما بتهوون را کشته اید.![]()
نظرت چیه؟
نقل و نبات باید برچسب "قیمت"داشته باشد![]()
مگر "خر"ها "آدم" نیستند؟![]()
باید قابل فهم باشی![]()
حتی اگر مجبور شوی بازده کلامت رابه حد ادراک پلانکتونها برسانی!![]()
اگر نفهمندت:![]()
![]()
تحویلت نمیگیرند کنارت میگذارند پشت سرت چرندیات میگویند فحشت میدهند!![]()
![]()
چون گیجشان کرده ای!![]()
پس تمرین کن پیچیده نباشی![]()
این تمرین جدیده
ضمنا کی میدونه سریال حضرت یوسف بالاخره کی به مرحله پخش میرسه؟مُردم از فضولی
که کی میتونه اینهمه خوشگل باشه؟امیدوارم انتخاب درستی باشه ![]()
آهان راستی:خدایا بابت همه چی شکر ![]()


داره اذون میگه...افسوس که خدا زیادی به بنی بشر بی جنبه مزخرف اعتماد کرده و بهش اختیار داده![]()
اگه بخوای بد باشی همه چیز رله ست!ردیف و درست...اما امان از وقتی که میخوای مثه آدم زندگی کنی!همیشه یه گیری هست...
خدای من اگه الان ازت یه چیز بخوام نه نمیگی؟قول بده خدا...بگو قول میدی...
نذار "بد" باشیم...تو نذار ما آدما دنیا رو به لجن بکشیم...نذار شیطون پیش ما پرهیزگار و روسفید باشه...
راستش از دیروز تا حالا بدجوری با دنیا و آدماش مشکل پیدا کردم...گاهی خودمم مثه همه بودم.
خرس گاو خر گوسفند خوک کفتار ...همه چی جز "اشرف مخلوقات"
خدایــــــــا این دنیا اکسیژن نداره...متعفنه...کثیفه...منظورت از خلق کردن آدم چی بود؟...این همون سوال نخستین فرشته هاست نه؟منم عمرا به موجوداتی که نمونه هاش اطرافم پره سجده نمیکردم.
چه فرقی میکنه؟اکثرشون جای روح "شیطان" دارن تو وجودشون...منم فرشته نیستم ولی لااقل خودمو نمیزنم به اون راه...که همه چی درست و خوبه...این همه کثافت و جنایت که همه جارو برداشته...حرص خودخواهی شهوت پرستی خیانت آلودگی "حیوانیت"...
خدایــــا دارم داغون میشم...روحم مثه یه بچه افلیج بیپناه داره کنج دیوارای خاکی این ویرونه نکبتزده زجر میکشه...این ناشکری نیست...شکایته ! از موجوداتی که فقط اسم "آدم" رو یدک میکشن...تو که هر موقع میام خوب باشم امتحانای سخت میگیری تا حالا به تشویقم فکر کردی؟
اختیار دنیاتو دادی دست ابلیس؟نمیخوای یه بارون حسابی بفرستی که دنیا رنگ پاکی رو ببینه؟
خدایا...ما گم شدیم نه؟اگه نمیدونیم معنیش این نیست که راهمون درسته...گاهی انقدر خواب آدم عمیقه که ...
خلاصه که خدای بزرگ دلم تنگه...گرفته...نه واسه کمبود مادی یا کمبود محبت یا...
نه عزیز برای اولین بار دلم واسه خودت تنگ شده...واسه اینکه دستمو بگیری و بلندم کنی و دورم کنی از همه"چیز"
برای اولین بار نبودتو توی دنیای شیطانزده حس کردم...جای خالیتو تو قلبها...ردپای کثیف شیطانو همه جا دیدم
خداوندا ...به قلبم بیا
